سكوت شبانه

خرید بک لینک
تجلّی کرد حسنش دوش در خلوتگه هوشم‌به استقبال نازش دل برون آمد ز آغوشم‌دل دیوانه‌ام پرشور و دشت بیخودی تنگ است‌کنید ایجاد صحرایی دگر تا ناز بفروشم‌ز بس نازکمزاجم‌، ناز گردون بر نمی‌دارم‌من آن شاخم که نکهت بار سنگین است بر دوشم‌نیم شمعی که از باد نفس راه فنا گیرم‌چراغ طورم و طوفان نخواهدکرد خاموشم‌سزاوار شنیدن کی بود افسانهٔ زاهد؟به جای حرف باطل پنبه بگذارید در گوشم‌غبارم‌، لیک صد خورشید تابان در بغل دارم‌به ظاهر قطره‌ام‌، امّا بود طوفان در آغوشم‌چو بحر بیکران پیوسته‌امواج است طبع من‌توانی نیست کس را تا فروبنشاند از جوشم‌ز بس دارم نوید از زندگانی سرگرانی‌هاکه بردارد به جز تیغ اجل این بار از دوشم‌؟ سكوت شبانه...ادامه مطلب

ما را در سایت سكوت شبانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: پنجشنبه 29 آبان 1404 ساعت: 0:35

مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم، با دل های تنها بیشتردرد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیمقالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتربم که بودم فقر بود و عشق اما روزگارزخم غربت بر دلم آورد این جا بیشترهر شب عمرم به یادت اشک می ریزم ولیبعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتررفته ای ، اما گذشت عمر تاثیری نداشتمن که دلتنگ توام امروز، فردا بیشترزندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ تربغض جانکاه است هنگام تماشا بیشترهیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندیدهر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتربر بخار پنجره یک شب نوشتی :"عاشقم"خون شدانگشتم بر آجر حک کنم : ما بیشتر...حامد عسکری سكوت شبانه...ادامه مطلب

ما را در سایت سكوت شبانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 16:08

گر بيدل و بيدستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم ، آهسته که سرمستمدر مجلس حيراني ، جاني است مرا جانيزان شد که تو مي داني ، آهسته که سرمستمپيش آي دمي جانم ، زين بيش مرنجانماي دلبر خندانم ، آهسته که سرمستمساقي مي جانان بگذر ز گران جاناندزديده ز رهبانان ، آهسته که سرمستمرندي و چو من فاشي ، بر ملت قلاشيدر پرده چرا باشي ؟ آهسته که سرمستماي مي بترم از تو من باده ترم از توپرجوش ترم از تو ، آهسته که سرمستماز باده جوشانم وز خرقه فروشانماز يار چه پوشانم ؟ آهسته که سرمستمتا از خود ببريدم من عشق تو بگزيدمخود را چو فنا ديدم ، آهسته که سرمستمهر چند به تلبيسم در صورت قسيسمنور دل ادريسم ، آهسته که سرمستمدر مذهب بيکيشان بيگانگي خويشانبا دست بر ايشان آهسته که سرمستماي صاحب صد دستان بيگاه شد از مستاناحداث و گرو بستان آهسته که سرمستم سكوت شبانه...ادامه مطلب

ما را در سایت سكوت شبانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 9 دی 1401 ساعت: 17:09

مست آمدم اي پير كه مستانه بميرممستـــانه در این گـــوشـــه ی میـــخانه بمیـرمدرویشــــــــم و بگــــذار قلـنـــــدر منـشــــانهکاکل همه افشان به ســـر شــانه بمیــــرممیخانه به دور ســـــــر من چــــرخد و اینـــمپیـــمــان که به چــرخیــــــدن پیمانه بمیــرممن بلبــــل عشـــاق به دامی نشـــــوم رامدر دام تو هــــم بی طــمــــع دانه بمیـــــــرمشمعی و طواف حرمی بود که می خواستپروانـه بــزایــم مــن و پــروانـه بمیــــــــــــــرممــن در یتیــمـــــم صدفـــم سیــنه دریاستبگذار یتـیـــمانه و دردانــه بمیــــــــــــــــــــرمبیـگانـه شــمـــردند مـــرا در وطن خـــویــشتا بی وطن و از هـمـــه بیــــگانه بمیــــــــرمکو نی زن میــخــانه بـگــــو جــان به لب آورتا با تـــب و لب بــــــر لب جــانــانه بمیـــــرمآن ســـلســــله ی زلـف که زنار دلـــــم بــــــوددر گردنـــــم آویز که دیــــــوانه بمیــــــــــــــرمایـن دیـر مغـان ته چــک ایران قدیـــــم استاینجاست که من بی چک و بی چانه بمیرمدر زنــدگی افســـانه شـــدم در هـــمه آفاقبگذار که در مرگ هــــم افســــانه بمیــــــرمدر گوشـــه ی کاشـــانه بســـی سوختـــم اماآن شمع نبودم كه به كاشانه بميرمسرباز جهادم من و از جبهه ی احرارانصاف کجا رفته که در خانه بمیرم                                  محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) سكوت شبانه...ادامه مطلب

ما را در سایت سكوت شبانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: دوشنبه 17 مرداد 1401 ساعت: 13:03

حرفهـاے زیادے بلـد نیستـم . . .
من تنهـا چشمـان تــو را دیـدم و گوشـه اے از لبخندتـ
کـ حرفهایـم را دزدیـد !!
از عشــق چیـزے نمـے دانـم
امـا دوستتــ دارم . . .
کودکانـه تـر از آنچـه فکـر کنـے !!

سكوت شبانه...

ما را در سایت سكوت شبانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 135 تاريخ: يکشنبه 8 خرداد 1401 ساعت: 3:46

صفحه بندی