سكوت شبانه

متن مرتبط با «شعر من خودم سیزده ام» در سایت سكوت شبانه نوشته شده است

...............؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    ............... اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «...............» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم کهنمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش رامن آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدانبرای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش راپریشانم شبیه پادشاهی خفته در بسترکه بالای سرش می‌بی...

    ادامه مطلب
  • مست آمدم ......؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    مست آمدم ...... اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «مست آمدم ......» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مست آمدم اي پير كه مستانه بميرممستـــانه در این گـــوشـــه ی میـــخانه بمیـرمدرویشــــــــم و بگــــذار قلـنـــــدر منـشــــانهکاکل همه افشان به ســـر شــانه بمیــــرممیخانه به دور ســـــــر من چــــرخد...

    ادامه مطلب
  • بر بخار پنجره یک شب نوشتی :"عاشقم"؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    بر بخار پنجره یک شب نوشتی :"عاشقم" اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «بر بخار پنجره یک شب نوشتی :"عاشقم"» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم، با دل های تنها بیشتردرد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیمقالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر...

    ادامه مطلب
  • من خودم سیزده ام.............

  • نیلوبلاگ

    تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلطباختم جان در هوای او غلط کردم غلط عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم عبثساختم جان را فدای او غلط کردم غلطچون ملک ساخته خود را بر پر و بال دروغهمه دیوند که بود ابلیس مهترشانهمه دیوند که ابلیس بود مهترشانهمه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگهین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشانشیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشانبرکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشانآنقدر که جمشید در او جمشید جام گرفتآهو بچه کرد و روبه آرام گرفتبهرام که گور می گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفتعشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنرعجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرمسیزده را ه...

    ادامه مطلب
  • ماه من غصه چرا.........؟

  • نیلوبلاگ

    آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریختتا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست ماه من غصه چرا؟؟ تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا ک...

    ادامه مطلب